|
|
|
|
|
سلام به همگی دوستان ! کلی عذرخواهی به خاطر به روز نکردن طولانی مدت وبلاگ اتفاقاتی رو که توی این چند وقت افتاده رو تیتروار میگم تا بعدها دربارشون مفصل توضیح بدم . ۱. دی ماه ۸۶: لاکی ِ جدید !!!! درست یک هفته بعد از فوت لاکیجون تکنسین آزمایشگاه جانورشناسی یه لاکپشت کوچیک بهم داد. زوجه برای مینا !!! بابا هنوز دنبال اینه که برای مینا زوجه اختیار کنه ۲. بهمن و اسفند ۸۶ : امن و امان ! ۳. فروردین ۸۷: عید امسال چون همراه خانواده خودم نبودم ، شمال نرفتم به خاطر همین علایق جونورشناسیام مهجور ماند ! ۴. اردیبهشت ۸۷: عقرب : یکی از دوستام از خونه مادربزرگش برام یه عقرب زنده آورد که تا یک ماه پیش زنده بود . نمایشگاه : توی دانشگاه ، یک نمایشگاه علوم زیستی برگزار کردیم که من توی غرفه تشریح جانوری فعالیت میکردم . فکر کنم خاطراتم با روحیه لطیف دوستان جور در نمیاد فقط دعوتتون میکنم عکس اتاق عمل ما رو ببینید :
دستاوردهای نمایشگاه : نمایشگاه برای من دستاوردهای زیادی داشت . یه سری از بچهها نمونههای جانوری برای نمایشگاه آورده بودند بعد از نمایشگاه به پاس خدماتم اتاقم که از قبل مستعد بود حالا شده عین نمایشگاه ! اتاق من :
۵. خرداد ۸۷ : سنجابپزون !!! یکی از دوستام زیست عمومی میخونه ، برای درس جانورشناسی مهرهدارن ، باید اسکلت سازی میکردند . شانس آورد و سنجابی که یکی از فامیلاشون تازه خریده بود مرد .تصمیم گرفت اسکلت اون رو بسازه . عدو شود سبب خیر . . . چون خودش میونهای با این کارا نداره من رفتم خونشون و براش درست کردم . اسکلتسازی هم اینجوریه که باید یه حیوان مهرهدار رو تشریح کنیم بعد تمام قسمتهای فاسد شدنی رو از استخوانها جدا کنیم . باید مواظب باشیم که استخوانها از هم جدا نشن بازهم لاکی جدید !!! دایی عزیزم رفته بود سفر و توی رودخونه یه لاکپشت کوچولو پیدا کرد و برای من آورد . الان ۲ تا لاکی دارم !!! این پیشی رو هم ببینید همون موقع توی محلمون به دنیا اومد به چشمای مبهوتش نگاه کنید:
۶. تیرماه ۸۷ : توی پایگاه تابستونی مدرسه مامانم کلاس جونورشناسی گذاشتم . جونورشناسی که چه عرض کنم یه جور آشتی با حیواناته ! با بچههای ۱۲-۷ ساله . منم که عاشق بچههام حالا توضیحات بیشتر رو تو پستای بعدی میدم . فعلا دعا کنید باز هم به روز شویم خدانگهدار |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:26 توسط کبوتر خوشبختی
|
|
||