|
|
|
|
|
لاکی جون مُرد . . .
همین .
لاکی جون مُرد .
لاکی جون برای من یک لاک پشت نبود . یک نماد بود . نماد کسایی بود که خیلی
دوسِشون داشتم . پس همه کسایی که دوسِشون داریم یه روز میرن .
شاید این حرفها براتون مسخره باشه ولی کسایی که من و لاکی رو با هم دیده بودن ، میدونن که چقدر
دوسِش داشتم.
لاکی جون مُرد . نمی دونم چرا الان مرد ٬ نمی دونم چرا بعد از پستی که براش زدم مرد ٬
نمیدونم چرا . . . فقط میدونم که مُرد .
همین . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 10:32 توسط کبوتر خوشبختی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام خدمت همگی دوستان ! بنده از مدتها پیش قصد به روز رسانی وبلاگ جونور شناسی رو داشتم و می خواستم در مورد خواب زمستانی و لاک پشت مطلب بنویسم . اما به علت اینکه بیش از حد در کار غرق شدم ( ! ) خدمت حضار گرامی عرض کنم که اینجانب از سه هفته پیش در حال انجام کار تشریح لاک پشت و دست و پنجه نرم کردن با این موجود دوست داشتنی و کمی تا قسمتی اعصاب خردکن هستم در ابتدا از چگونگی آشناییم با این موجود صبور و جان سخت شروع می کنم : از بچگی آرزو داشتم که صاحب یه لاک پشت باشم . چون « صبا » شخصیت اصلی کتاب مورد علاقه من ( هوشمندان سیاره اوراک ) چند تا لاک پشت داشت !
از همون موقع هر چی اصرار می کردم برام لاک پشت بخرن ، بی نتیجه بود خلاصه این لاک پشت همه جا همراه من بود حتی دو بار با خودم مدرسه هم بردمش ! توی مدرسه بود که بچه ها اسم « لاکی جون » رو براش انتخاب کردن ! تازه لاکی جون دانشگاه هم رفته ! ! ! مختصری از ماجرای دانشگاه رفتم لاکی جون براتون میگم تا بیشتر با این شخصیت آشنا بشید : ! یه روز بعد از تموم شدن کلاس جانورشناسی رفتم پیش استادمون . ( ایشون از علاقه زیاد من به جونورا ! اطلاع دارند و همیشه مشوّق من هستن ) خیلی جدی بهشون گفتم : ببخشید استاد ، من یه لاک پشت دارم ، می خوام ببینم چه جور می تونم براش بهترین زندگی رو فراهم کنم ؟ ! استادمون خندید و گفت : یعنی چی ؟ ! گفتم : آخه من هیچی ازش نمی دونم . می خوام بفهمم چند سالشه ؟ ، نره یا ماده ؟ ، چی باید بدم بخوره ؟ من می خوام براش جفت بخرم ! استادمون کلّی خندید یک هفته بعد لاکی جون رو با مکافات بسیار از تهران بردیم دانشگاه ! و از همان روز در دانشگاه انگشت نما شدیم !!! دیگه دیالوگ های اضافی رو حذف می کنم و چند خظی جدی می نویسم ! ( این پست زیادی داره طولانی میشه ) استادمون لاکی جون رو دید و گفت : این لاک پشت اسمش Emys orbicularisاست به اینا لاک پشت خزر هم میگن و درشالیزار زندگی میکنن . افراد این خانواده پوستی خالدار دارن . تشخیص نر و ماده : یکی از روش های آسان تشخیص نر و ماده بودن در این خانواده ، وجود خال روی صورتشونه . یعنی اگه صورت خالدار باشه ، ماده و اگر تا زیر گردن خالدار باشه ، نر هستن ! خدمت دوستان باید بگم که لاکی جون خانوووووم می باشند ! افراد این خانواده گوشتخوار هستن ( اینجانب به لاکی جون کرم خاکی و حلزون بی صدف ميدم بخوره! )
تشخیص سن : سنّ این خانواده رو می شه از روی کاراپاس یا همون لاک ِپشتی تشخیص داد . ( البته استاد ما این روش رو گفت شاید روشهای دیگه ای هم باشه ) روی یه سری از فلسها ، خط هایی وجود داره که با شمردن این خطها میشه سنّ لاک پشت رو فهمید . دقت داشته باشید که با افزایش سن تعداد فلسها بیشتر نمی شه بلکه اندازشون بزرگتر میشه . ببخشید نقاشیام یه ذره . . .
توضیج مختصری راجع به خانوادهEmydidea امیدیده همان لاک پشت های آب شيرين هستند . اندازه آنها از کوچک تا متوسط می باشد . طول کاراپاس 90 تا 600 میلیمتر ، معمولاً بیضوی و گنبدی است . پلاسترون واجد 12 صفحه است و به وسیله استخوان به کاراپاس متصل شده است . 5 انگشت بر روی پای جلویی ، 4 یا گاهی 3 عدد بر روی پای عقبی دارند . معمولاً در بین انگشتان پرده موجود است . در شمال آمريكا ، اروپا و آسیا به طور متفرق به طرف جنوب تا شمال آفریقا و شمال آمريكاي جنوبی پراکنده اند . 25 جنس و بیش از 75 گونه از آنها شناخته شده است . ( لاکی جون ، هم اکنون 5 سالشه لطف کنید و ما رو در این امر یاری کنید ! اگه موردی سراغ داشتيد حوالی فصل بهار در خدمت خواهیم بود . چون لاکی جون الان در خواب زمستانی
این پست خیلی طولانی شد و دستهای من و چشمهای شما خسته شدند . در مورد خواب زمستانی ، تشریح و کلاس آزمایشگاه جانور شناسی در پستهای بعدی صحبت می کنیم ! خدانگهدار !
منابع :
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 19:41 توسط کبوتر خوشبختی
|
|
||